اخبارها » کهریزکی به پهنای ایران

أضيفت في : 05-06-2018

شاید سردی هوا همراه با گرمی گلوله های آتشینی که سینه های پر از رنج و فقر و خشم از استبدادگر چپاولگر را پاره کرد، توانسته باشد از حجم تظاهرات مسالمت آمیز مردمی که بدبختی و فلاکت آنها را در خیابانها ولو کرده بود تا با ترانه سرایی "مرگ بر دیکتاتور" همدیگر را تسلیت دهند، و با همدردی با هم جار زنند؛ نترسید نترسید همه با هم هستیم!.. بکاهد.

هر کس که کوچکترین مغزی در سر دارد و چیزی از تاریخ فرعونها و نمرودها و دیکتاتورها شنیده است می داند که چنین جنبشهایی که پابرهنه های همه چیز باخته آنرا رهبری می کنند شکست ناپذیرند. شاید بتوان با گرز و درفش این جنبش را چند صباحی خفه کرد، اما خاموش کردنش از مستحیلات جامعه شناسی است.
اگر چنین نمی بود نه نمرود را مگسی شل می توانست از پا در آورد و نه فرعون را اقیانوس خشم بینوایان می بلعید ونه کمر شاه و ساواک را سینه های سترک ملت ایران به زمین می زد.
این است راه و رسم و سنت تغییر آفرینی، سنت الهی که بدست بندگان آزاده تحقق می یابد
" فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّـهِ تَبْدِيلًا ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّـهِ تَحْوِيلًا  "(43/فاطر)
{ هرگز دگرگونی و تبدیلی در شیوه‌ی رفتار خدا (در معامله‌ی با ملّتها) نخواهی یافت، و هرگز نخواهی دید که روش خدا تغییر مسیر و جهت دهد. }
بار دیگر دیکتاتور سرمست جام پیروزی را سرکشیده از بلندای غرور لاتی گریش به بردگان زیر چکمه های جلادانش می نگرد و همچنان با همان لهجه تیز سال 88 آنها را: مگس، آشغال، مزدور، کرکس و خس و خاشاک و اراذل و اوباش می نامد!..
همه می دانید که این فحشها و ناسزاها نهایتی جز سرنگونی دیکتاتور در پی نخواهد داشت. اما خداوندگار عالم پرده زمخت حماقت را بر چشمان ظالمان و خائنان کشیده و چنان آنها را کور کرده که از دیدن مصلحت خویش ناتوانند.
ملت گدایی می کند .. رهبر موقت خدایی...
بوم فقر و فلاکت همچنان نوای شومش را می سراید. بقچه بر کولان بلوچ و خراسانی و کولبران کرد و آذربایجانی یا با گلوله گرم پاسداران طاغوت جان می دهند و یا با نوک تیز سرما و یخچالهای ریزان. آمار فروش اعضای جسم و تن فروشی با آمار خودکشی زیر بار تنگدستی در رقابتند. آه و ناله ملت زیر آوار خستگی و درماندگی به گوش تمام بشریت رسیده مگر گوش کر آقایان...
حقا که "... إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ "(القصص/50) { مسلّماً خداوند مردمان ستم‌پیشه را (به سوی حق) رهنمود نمی‌نماید  }
خداوندگار از ستمگران قدرت تشخیص راه را از چاه می گیرد تا با پاهای خود به گوری که کنده اند بیفتند.
" وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّـهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ ۚ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ " (ابراهیم/42)
{گمان مبر که خدا از کارهائی که ستمگران می‌کنند بی‌خبر است. (نه، بلکه مجازات) آنان را به روزی حوالت می‌کند که چشمها در آن (از خوف و هراس چیزهائی که می‌بیند) باز می‌ماند.  }
تقدس ریش و پشم وعمامه آخوند پس از آلوده شدن با ظلم و ستمش زیر پاهای مردم بر پیاده روها و شعله های پلاکاردهای آویزان بر در و دیوارها برای همیشه زمین بوس شد.
چهار دهه است که دیکتاتور مردم را با مترسک؛ دشمن خارجی، از نزدیک شدن به مزرعه میهن دور نگه داشته و مال ثروت این دیار را به تاراج برده در بانکهای خارجی انبار می کند. دهها رادیو و تلویزیون و هزاران سایت تنها همان جادو و جمبل جادوگر فرعون را به ما تزریق می کنند؛ آمریکا، اسرائیل، انگلیس، داعش، وهابیت، تجزیه طلبان، مجاهدین خلق، سلطنت طلبها، جنگ داخلی ، سوریه شدن!..
و ما میهن دوستان ساده هم باور می کردیم.
بر لاشه های جوانانمان که زیر آتش اطماع دیکتاتور در مرزهای میهن و در کشورهای دور و نزدیک تکه پاره می شدند بوسه امید به پاسبانی از این بوم می زدیم و زمزمه می کردیم:
نخوانند بر ما کسی آفرین.... چو ویران بود بوم ایران زمین
در غفلت این دایناسورهای قرون وسطایی که چون کک بر عرش سلطانی چسپیده اند دنیا به پیش رفت و نسل جوان دریافت که این همه وحشت آفرینی تنها از "چوف و چافهای" کاهنان بیت رهبری است و به مسافت عمر افسونگران از حقیقت دور .
مهار کشور در دست گروهی است شارلاتان بد زبان با اخلاق کهریزک که نه به ناموس زن و مرد پیر و جوان رحم می کنند و نه از دریدن عفت کودکان ابا دارند. حسابهای ملیاردیشان که از خون ملت اختلاس کرده اند در گوشه کنار دنیا ورم زده است و کشور سرمایه دار ما را با زور چماق و حیله تقوای دروغین به تاریک خانه ظلمت و پله پله بسوی سوریه ویرانی سوق می دهند.
چوانان دریافته اند که تار و پود روابط اجتماعی و داد و ستد اقتصادی و ریشه های فرهنگی ملت ایران چنان درهم تنیده که خطر سوریه شدن با جنبش تغییر آفرین و آزادیخواه ملت ستمدیده وارد نیست هیچ، بلکه آن مقدار از وحشت و خفقانی که در مناطق مرزی باعث شده برخی نا امیدان از حال و آینده شعار تجزیه طلبی دهند با دیدن روزنه برپایی نظامی شایسته سالار آزاد و عدالت خواه که در آن همه افراد جامعه از حقوق شهروندی کامل برخوردار می باشند به بدنه ملت و میهن بازگشتند. شعارهای تجزیه طلبانه در کشور وقتی سر برآورد که بلوچ و کرد و عرب و آذری و لر و ترکمن احساس کردند در سرزمین پدری خود به بردگی گرفته شده اند و با تازیانه جلاد نژادپرست تنها به جرم سکوت به کشتکارگاه برده می شوند. و از سفره کشور جز ناله و شیون و سوگواری هیچ بهره ای ندارند.
تیر و تفنگ و باتوم جیره خواران لبنانی وعراق و پاکستانی و افغانی و خودباختگان سپاه کشت و کشتار و بسیج قلع و قمع شاید بتواند در دلها وحشت اندازد و سینه های جوانان را با خون گلگون کند اما نمی تواند سفره های خالی بینوایان را رنگین کند.
بیش از ده هزار نفر متهم به آشغال و مگس گرسنه در پشت میله های زندان در بیش از 100 شهر کشور زیر انواع شکنجه ها و توهینها و هتک حرمتها و تجاوز جنسی به طناب آویزان بر چوبه دار امید بسته اند. اینها در این دنیا چیزی ندارند که بدان دل بسته باشند. آرزوی مرگ دارند تا مبادا چشمهایشان بار دیگر به چشمان مادر و فرزندان گرسنه یشان بیفتد. هر روز جوانی تکه پاره به مادری داغدیده همراه با هزار و یک تهدید به سکوت و دفن کردنش در تاریکی شب و ادعای خودکشی... تحویل داده می شود.
تمام شهر و روستاهای کشور الآن طعم تلخ و سوزان حکومت نظامی که بلوچها و کردها و عربها چهار دهه است آنرا می چشند را لمس می کنند.
صدای تک تیر اندازهای وحشت زده، آخوندهای فراری از چشمان مردم، جسدهایی که از رودخانه ها یا کهریزکها تحویل گرفته می شوند. ناسزاها و فحشها منبریها، اعتراضات پراکنده خیابانی، تجمع های کارگران پریشانی که ماههاست حقوق دریافت نکرده اند، لو رفتن اختلاسها و دزدیها و ظلم و ستمهای استبدادگران اسیدپاش، شعارهای مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای و مرگ بر گرانی ، صدای پای انقلابی است که همچنان شتابان بسوی پیروزی گام می نهد.

نويسندة :د. أمراء استاد دانشگاه بین المللی اسلام آباد