مقالها » اعتقاد به سود و زیان رسیدن از اولیاء الله


أضيفت في : 10-07-2018

اعتقاد به سود و زیان رسیدن از اولیاء الله بعضی مسلمانان معتقدند که اولیاء توانایی سود و زیان دارند؛ می‌ توانند نفع برسانند و بلا را دور کنند. این ها با این حال مسلمانند و شعائر دین مانند نماز را انجام می ‌دهند. آیا چنین اعتقادی صحیح است یا خیر؟؟

در این مقاله به طور مختصر به بیان این مسأله می پردازیم.
این سخن از زشت ترین و قبیح ‌ترین سخنان و بلکه کفر و شرک به الله عزوجل است؛ چرا که اولیاء پس از وفاتشان توانایی سود و زیان ندارند و نه می‌ توانند به کسی نفع و ضرری برسانند. این در صورتی است که بتوانیم به سبب معروف بودنشان به عبادت و صلاح آنان را اولیاء الله بنامیم.
بنابراین آنان مالک نفع و ضرری نیستند بلکه مالک سود و زیان تنها الله است. اوست که به بندگانش سود می ‌رساند و اوست که زیان را از آنان دور می ‌سازد، چنانکه الله جل وعلا خطاب به پیامبرش می ‌فرماید: {بگو: من مالک سود و زیان خویشتن نیستم مگر آنچه را که الله بخواهد}[1].
چرا که او سبحانه و تعالی مالک سود و زیان است.
الله متعال درباره‌ ی مشرکان می ‌فرماید: {و بجز الله چیزهایی را می پرستند که نه به آنها زیانی می رساند و نه سودشان می بخشد و می گویند: اینها نزد الله، شفاعتگران ما هستند}[2].
بنابراین الله سبحانه و تعالی «نافع» و «ضار» است – یعنی سود رسان و ضرر رسان اوست – و هیچ یک از مخلوقات، مالک سود و زیان نیست.
ناتوانی مردگان واضح و روشن است؛ زیرا حرکت شان قطع شده و زندگی ‌شان به پایان رسیده و در نتیجه نه می ‌توانند به خود سود برسانند و نه به دیگران، و توانایی زیان رساندن را نیز ندارند؛ زیرا زنده نیستند و قدرت تصرف را از دست داده‌اند. در حال زندگی نیز توانایی سود و زیان نداشتند مگر به اذن پروردگار و هرکس معتقد باشد آنان مستقلا و بدون اذن الله، توانایی سود رساندن و زیادن زدن داشته‌ اند به الله، کفر ورزیده است، زیرا مالک سود و زیان، تنها الله سبحانه و تعالی است.
برای همین عبادت و دعا و فریاد رسی آنان و نذر و طلب مدد از آنها جایز نیست.
از اینجا هر صاحب بصیرتی می ‌داند کاری که مردم نزد قبر بدوی یا حسین رضی الله عنه یا موسی کاظم یا قبر شیخ عبدالقادر گیلانی و مانند آنان انجام می ‌دهند و از آنان یاری می‌ خواهند، کفر و شرک نسبت به الله سبحانه و تعالی است و باید به شدت از آن برحذر بود و از ارتکاب آن توبه کرد و دیگران را نیز به توبه و ترک آن توصیه نمود.
پشت سر چنین کسانی نماز جایز نیست زیرا مشرکند و کارشان شرک اکبر است، در نتیجه پشت سرشان نماز خوانده نمی ‌شود و بر مرده‌ ی شان نماز میت ادا نمی‌ گردد؛ زیرا آنها مرتکب شرک اکبر شده ‌اند، یعنی همان شرکی که در جاهلیت موجود بود و ابوجهل و کسانی مانند او از کفار مکه و کفار عرب مرتکبش می ‌شدند، مانند دعای مردگان و فریادخواهی از آنان یا از درختان و سنگ ‌ها که این عین شرک به الله عزوجل است.
الله متعال می ‌فرماید: {اگر شرک می ‌ورزیدند، هر آنچه انجام می دادند هدر می رفت}[3].
بر اهل علم واجب است که مسأله را برایشان روشن کنند و حق را به آنان نمایان سازند و به سوی راه درست راهنمایی ‌شان کنند و از این شرک ورزی به الله برحذرشان دارند. لازم است که علما در مصر و شام و عراق و مکه و مدینه و دیگر سرزمین‌ های اسلامی مردم را ارشاد نمایند به ویژه هنگام وجود حاجیان، این امر عظیم و این خطر بزرگ را به آنان توضیح دهند؛ زیرا بعضی از مردم در سرزمین خود دچار اینگونه کارها شده‌ اند، بنابراین واجب است که توحید الله و معنای لا اله الا الله را برایشان تبیین و روشن نمود؛ یعنی اینکه معبودی به حق جز الله نیست و این به معنای نفی شرک و نفی عبادت غیر الله و وجوب عبادت الله به تنهایی است. چنانکه الله سبحانه و تعالی می ‌فرماید: {و پروردگارت چنین مقرر داشته است که جز او را نپرستید}[4].
و می‌ فرماید: {و آنان فرمان نیافتند جز اینکه الله را بپرستند درحالی‌ که دین خود را برای او خالص گردانند  به توحید روی آورند}[5] و معنای این سخن الله عزوجل است که می ‌فرماید: {بی گمان ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، پس الله را پرستش کن و دین را برای او خالص گردان (2) آگاه باشید که دین خالص از آن الله است}[6].
همچنین می‌ فرماید: {پس الله را درحالی که دین خود را برایش خالص گردانده اید بخوانید، اگرچه کافران را ناخوش آید}[7].
بنابراین واجب این است که مردم را به سوی خیر و توحید راهنمایی نمود و دانست که بر هر انسانی واجب این است که تنها الله را بپرستد و عبادات از جمله دعا و رجا و توکل و فریادخواهی و نماز و روزه و مانند آن را مخصوص او گرداند و انجام هیچ یک از این عبادات برای غیر الله جایز نیست، فرقی نمی ‌کند آن کس پیامبر باشد یا ولی یا غیر آن.
بنابراین ولی برای خود و نه دیگران صاحب سود و زیانی نیست مگر به اذن الله، اما پیروی از او واجب است و در راه حق باید از وی اطاعت کرد و او را صادقانه دوست داشت.
رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز بهترین و شریف ‌ترین پیامبران است اما با این وجود جایز نیست وی را به جای الله به کمک بخواهیم، و سجده و نماز به وی جایز نیست؛ اما از وی اطاعت می ‌شود و بر ایشان درود و سلام می ‌فرستیم و واجب است او را از خود و اموال و پدران و مادران و فرزندانمان و همه‌ ی مردم بیشتر دوست داشته باشیم. چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم می ‌فرماید: "هیچ یک از شما ایمان نمی‌ آورد تا آنکه من برای او از پدرش و فرزندش و همه‌ ی مردم محبوب‌تر باشم"[8].
اما این محبت موجب این نیست که وی را شریک الله بگردانیم و این را توجیه نمی ‌کند که ایشان را به جای الله به فریاد خواهیم یا از ایشان یاری و مدد و یا شفا بخواهیم؛ بلکه ایشان را صادقانه دوست می ‌داریم؛ زیرا رسول و فرستاده‌ ی الله به سوی ماست و برای اینکه ایشان بهترین خلق است و برای آنکه رسالت را به نیکی ادا نمودند و امانت را رساندند... ایشان را بخاطر الله صادقانه دوست می‌ داریم، بالاتر از محبتمان نسبت به مال و فرزند، اما با این وجود ایشان صلی الله علیه وسلم را به جای الله عبادت نمی ‌کنیم.
همینطور اولیای الله را به خاطر الله دوست می ‌داریم، و برای آن عالمان و عابدان دعای رحمت می ‌کنیم ولی به جای الله صدایشان نمی‌ زنیم و از آنان فریادخواهی نمی‌ کنیم و قبورشان را طواف نمی ‌کنیم و مدد و یاری نمی ‌خواهیم؛ زیرا همه ‌ی اینها شرک نسبت به الله است و جایز نیست.
طواف نیز تنها به گرد کعبه جایز است و طواف قبور اگر به قصد درخواست فایده از میت و طلب یاری و شفا و پیروزی بر دشمنان باشد، اینها همه ‌اش شرک به الله عزوجل است و باید به شدت از آن دوری نمود.
یکی از وسایل شرک به آنان، ساختن بنا بر روی قبور و مسجد قرار دادن آن و ساختن گنبد بر آن است. به همین سبب است که از رسول الله صلی الله علیه وسلم به ثبوت رسیده که فرمودند: "الله یهودیان و نصرانیان را لعنت کند؛ آنان قبور پیامبرانشان را مسجد قرار دادند"[9].
در صحیح مسلم از جابر رضی الله عنه روایت است که گفت: "رسول الله صلی الله علیه وسلم از اینکه قبر گچ کاری شود و بر آن بنشینند و بر آن بنا ساخته شود نهی نمودند"[10].
همچنین در صحیح مسلم از جندب بن عبد الله بجلی از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت است که فرمودند: "بدانید که پیشینیان شما قبرهای پیامبران و صالحان ‌شان را مسجد قرار می‌ دادند، آگاه باشید: قبرها را مسجد نگردانید من شما را از این کار باز می ‌دارم"[11]. احادیث وارده در این معنی بسیار زیاد است[12].
 


 [1] {قُلْ لَا أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّـهُ} اعراف:188
[2] {وَیَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّـهِ مَا لَا یَضُرُّهُمْ وَلَا یَنْفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّـهِ} یونس:18
[3] {وَلَوْ أَشْرَکُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ} انعام:88
[4] {وَقَضَیٰ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ} اسراء:23
[5] {وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّـهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاءَ} بینه:5
[6] {إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّـهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّینَ﴿٢﴾أَلَا لِلَّـهِ الدِّینُ الْخَالِصُ} زمر: 2- 3
[7] {فَادْعُوا اللَّـهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ} غافر:14
[8] "لَا یُؤْمِنُ أَحَدُکُمْ حَتَّی أَکُونَ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ وَالِدِهِ وَوَلَدِهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ" روایت بخاری و مسلم.
[9] "لَعَنَ اللهُ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَی اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِیَائِهِمْ مَسَاجِدَ" روایت بخاری و مسلم.
[10] "نَهَی رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنْ یُجَصَّصَ الْقَبْرُ، وَأَنْ یُقْعَدَ عَلَیْهِ، وَأَنْ یُبْنَی عَلَیْهِ" روایت مسلم.
[11] "أَلَا وَإِنَّ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ کَانُوا یَتَّخِذُونَ قُبُورَ أَنْبِیَائِهِمْ وَصَالِحِیهِمْ مَسَاجِدَ، أَلَا فَلَا تَتَّخِذُوا الْقُبُورَ مَسَاجِدَ، إِنِّی أَنْهَاکُمْ عَنْ ذَلِکَ" روایت مسلم.
[12] "فتاوی نور علی الدرب" لشیخ بن باز رحمه الله: 1/ 109 - 112مصدر:  نوار اسلام